+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 19:2  توسط
|
کجایی
اثری ازت نیست
دیگه هیچی نمیبینم
نه اون چشمای قشنگ درشت رو
نه اون عشقی که تو دلم بود
تو بردی
همه چیز بینمون از بین رفت
ولی چیزی که فراموش نشدنی خاطرات
مرور خاطرات شیرین گذشته
که الان فکر کردن بهش
مثل زهرمار تلخه
فکر نمی کردم اینطوری ازت متنفر بشم
ولی این همون تنفری که تو دنبالش بودی
تنفری که با دروغات می خواستی درست کنی
حالا موفق شدی بدون دروغ
یه کینه بزرگ از خودت تو دلم بزاری
خیلی دوست دارم بدونم
این دفه که می بینمت قلبم شروع میکنه به زدن یا نه
دوباره سینم داغ میشه یا نه
ولی مطمئن باش
ازت متنفرم
یه عاشق متنفر
ولی نه تنفری که با عقده همراه باشه
این تنفر تا آخر همراهمه
و مثل یه زخم باهام به گور میره
آخه یه عاشق چطوری می تونه با بدی انتقام بگیره
چقدر پیچیدست این زندگی بارها گفتم
بازم میگم
این دنیا حتی ارزش انتقامرو هم نداره
با آرزوی موفقیت برای تو

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 20:59  توسط حامد طهرانی
|
اینجا سرزمین عشق و دوستی یه وبلگ پسرونه هستش البته ما هیچ دشمنی با خانمها نداریم این و بارها گفتیم و از نظرات خانمها هم استقبال شده حتی ما چند تا نویسنده خانم داریم تا خدایی نکرده فکر نکید ما آنتی گیرل هستیم ولی هدف از انتخاب این اسم اینه که این وبلاگ یه وبلاگ پسرونه باشه با آرزوی موفقیت برای همه دخترها و پسرها

یعنی میشه یه روزی برسه که هیچ آنتی بوی و آنتی گیرلی توی این دنیا پیدا نشه (البته الانم آنتی بوی ها و آنتی گیرلها حالت معکوس دارن
) اکثرا آدمهایی هستند که از روی کمبود یا ادعا یا غرور اینطوره وگرنه آنتی بوی و آنتی گیرلهای ما همه سر کارین ) حالا ادامش اصلا از اول
یعنی میشه یه روزی برسه که نسل آنتی بوی ها و آنتی گیرل ها کنده بشه
خدایا اون روز و برسون
آمین
ببخشید من دو تا پست پشت سر هم دادم می دونم از زیبایی کار کم میکنه ولی چون تو نظرات زیاد سوال شده بود خواستم این ابهام و بر طرف کنم
شازده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 20:20  توسط شازده
|
عجب روزگاری شده دیگه عشق حقیقی جایگاه واقعیشو از دست داده دیگه هیچکس یه شایی هم واسه عشق ارزش قائل نیست همه چیز شده هوس ـ دوستت دارم هوس ـ عاشقتم هوس ـ
پسره هنوز دست راست و چپش و بلد نیست رو حساب بچگی و هوس دوران بلوغش هزار وعده و وعید میده و ..... اسمشم میزاره عشق و وقتی سنشون میره بالا می فهمن که به درد هم نمی خورن جوونای این دوره زمونه رو که دیگه نگو هر کدوم صد تا عشق دارن تازه یه دونشون فابریک
این فابریک منو کشته
دختره با همه ...... به غیر از این رفیق فابریک خلاصه آخرشم بعد از کلی ...خداییش آدم چی بگه حتی شرمش می شه به زبون بیاره
پسرا هم که دیگه هیچی از هر سوراخ سمبه ای استفاده می کنن مثلا کانال کولر انباری زیر تخت خونه تو ناودونی هیچی بابا یه خورده به خودتون بیاید همه چیز عشق و حال نیست
البته اینم بگم خداییش آدم خوب هنوز زیاده
یعنی میشه یه روزی برسه جوونای ما به خودشون بیان عوض عشق و حال و هوس بازی ۱٪ به عشق واقعی اهمیت بدن
خدایا اون روزو برسون آمین

شازده
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 11:47  توسط شازده
|
برید اینجا ضرر نمی کنید مجانی هستش فقط چند تا کلیک و یه کمی پشت کار
در آمد واقعی از اینترنت
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 20:16  توسط حامد طهرانی
|
سلام دوستای خوبم،
من امروز عضو گروه H T شدم، امیدوارم از مطالب و نوشته های منم خوشتون بیاد.
از دوست داشتن
امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره می بارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه هایم جرقه می کارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوباره می سوزد
عطش جاودان آتش ها
آری،آغاز دوست داشتن است
گر چه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست.
فروغ فرخزاد
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 18:20  توسط
|
پشت پيشخوان يك اغذيهفروشي، دختر نوجوان محجبهاي به نام «سارا اسماعيل»، مشغول رسيدگي به درخواست مشتريان است. چشم همه آنان بدون استثنا به سمت سارا خيره ميشود كه روسري سرش كرده است و اگر سارا ميخواست، به اين نگاهها توجهي كند، نميتوانست به پوشش خود ادامه دهد.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «كريستين ساينسمانيتور» نوشت: در برخورد با زن و شوهرها، مادران و بچههاي كوچكشان و پسرها، با همه يكجور رفتار ميكند و كارش را انجام ميدهد. در بين كاركنان، فقط او باحجاب است. حجاب، پوششي است كه مو، گوش و گردن زنان مسلمان را پوشيده نگه ميدارد. تناقض عجيبي بين سارا و اعضاي خانوادهاش كه روبهروي مسجد بدون حجاب منتظرند، وجود دارد.
تشخيص سارا در ميان ديگر دوستان نوجوانش كه دوستان غيرمسلمانش لفظ «حجابيها» را در مورد آنان به كار ميبرند، سخت است. اين دخترها پس از خواندن نماز، به فروش كيك شكلاتي ميپردازند تا پول به دست آمده از آن را براي مسجد جمعآوري كنند و بعد از آن، وقت خود را به گفتوگو و خنده و بررسي SMS موبايلهاي خودشان صرف ميكنند. او دانشآموز سال آخر دبيرستان است و درباره حجاب خودش ميگويد: اين تنها يك نوع پوشش نيست، بلكه نشاندهنده سبك زندگي و نشاندهنده هويت من است. او الكل نمينوشد و سيگار نميكشد و قرار ملاقات با پسري نميگذارد و پنج نوبت در روز، مشغول انجام هر كاري باشد، به نماز ميايستد. او يكي از تعداد رو به رشد نوجوانان آمريكايي مسلمان است كه حجاب دارند. چيزي كه در دوره متوجه سوءظنها و ترديدها به سمت اسلام پس از حادثه 11 سپتامبر، جاي تعجب دارد.
او با اينكه سال آخر دبيرستان است، تقاضانامههاي گوناگون از كالجهاي مختلف كه اطمينان پذيرش در آنها را دارد. براي او ميرسد، ولي همچنان منتظر شنيدن پاسخ تقاضاهاي از گزينه برترش يعني دانشگاه «بوستون» است.
سارا يك زندگي معمولي دارد و در اغذيهفروشي كار ميكند و به باشگاه ورزشي ميرود. شبهاي جمعه را در مسجد و تعطيلات آخر هفته را هم با ديگر دوستان باحجابش ميگذراند. همچنين با آنان به رانندگي در بوستون ميپردازند و يا به گردش در ميدان هاروارد در كمبريج ميروند.
سارا پايبند اصول اخلاقي و مصمم است و در عين خوشبرخورد بودن، نماينده ثابتقدم مذهبش است و توانايي اين را دارد كه از پس نگاهها و پرسشهاي ديگران برآيد.
او به اين سؤال كه يك زن مسلمان بودن به چه نحوي است، پاسخ داده است، به گونهاي كه خود سارا، تصميم به انتخاب حجاب گرفت. در حالي كه هيچكدام از خواهران ديگرش اين كار را نكردند. وقتي او مسئله حجاب را مطرح كرد، مادر مصري او از وي خواست كه با دقت اين موضوع را بررسي كند.
سارا تابستان همان سال به خواندن قرآن و حديث پرداخت و خود را آماده انتقال از يك دبيرستان خصوصي اسلامي به يك دبيرستان عمومي كرد.
«سينتيا اندرس»، نويسنده مقاله «كريستين مانيتور» در تعريف «حجاب» ميگويد: در اسلام به حجب و اعتدال در پوشش و رفتار همه پيروان اين دين تأكيد شده است. زناني كه در محيط عمومي ظاهر ميشوند، دست، بازو و پاي خود را از ديد مردان جامعه پوشيده نگه ميدارند.
سارا ميگويد: حجاب يك تذكر دايمي براي اوست كه به خود و ديگران احترام بگذارد و اين كار، او را به پايبندياش بر اصول اسلامي، اطاعت و نيكوكاري و نوعدوستي تشويق ميكند. او ادامه ميدهد: شما بايد هميشه خدا را در هر كاري كه در حال انجامش هستيد، در نظر بگيريد. هر كاري كه ميكنيد، بايد خدا از آن راضي باشد. طرز رفتار سارا كاملا حسابشده و محدود است. او ميگويد: اگر ميخواهيد از يك الگوي رفتاري متعادل و محترمانه پيروي كنيد، بايد خودتان باشيد. البته بايد گفت سارا تاكنون به خاطر حجابش مورد اذيت قرار نگرفته، چراكه بيشتر اين امنيت را مرهون زنان مسلمان پيش از خودش است.
سارا دوستان غيرمسلمان هم دارد كه در البته سطح معمولي است. او معتقد است در روابط به مرزهايي ميرسيد كه نبايد پا را فراتر بگذاريد؛ يعني نوشيدن مشروب و پارتي رفتن در زندگي او وجود ندارد. او زندگي به همراه خانواده و شش خواهر و برادرش را ترجيح ميدهد. او همانگونه كه در عكس نشان داده شده، سرگرم آهنگسازي با كامپيوتر است. او خود به اسلام روي آورده و در عين حال، خود را يك نوجوان آمريكايي ميداند كه ميخواهد خودش باشد.

+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 11:49  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 10:56  توسط حامد طهرانی
|