یعنی میشه یه روزی برسه که هیچ آدم بیچاره و مشکل داری تو زمین پیدا نشه و همه مشکلا حل بشن
خدایا اون روز و برسون آمین

+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 23:28  توسط شازده
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 22:51  توسط
|
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینهء منه
توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام
دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام
پشت این پنجره می شینم و آواز می خونم
منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم
زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره
منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره
بای بای رزناز/.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 12:35  توسط زهراناز یا رز ناز یا ساغر یا زمزم یا اردک
|
امروز صدات تو گوشم بود
دوستت دارم !!!!!!
دروغگو
یادته این جمله رو چند بار بهم گفتی ؟؟؟
و من ساده چه راحت باورت کردم
الان دستت تو دستای کیه ؟
به کی میگی دوستت دارم
ولی اینو مطمئنم اگر کسی بهت بگه دوستت دارم
داره بهت دروغ میگه
آخه خودت بهم می گفتی
هر موقع تو چشم یکی دیگه نگاه کنی
مطمئن باش یکی هم به من نگاه می کنه
دعات می کنم همین
تمام

+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 18:52  توسط حامد طهرانی
|
عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن
حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن
خیلی وقت بود ازتون دور بودم اما حالا کنارتونم دلم برای تک تک شما تنگ شده بود
همیشه دوستتون داشته و دارم
تنها ترین رهگذر زندگیتون
خواهر کوچولوتون
رزناز
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 13:56  توسط زهراناز یا رز ناز یا ساغر یا زمزم یا اردک
|