
اگر مي داني در اين جهان كسي هست
كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند
وصداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد ،
مهم نيست كه او مال تو باشد ،
مهم اين است كه فقط باشد :
زندگي كند ، لذت ببرد
و نفس بكشد .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 17:27  توسط حامد طهرانی
|
بچه ها تو قسمت جغرافیای خانمها یه دختر این نظرو گذاشته فرار کرده نه آدرسی نه چیزی
فکر کنم ترسیده طفلکی 
فیزیک اقایان:از 18 تا 23 دیجیمون از 23 تآ 26 درایور از 26 تآ 36 جمشید اریا از 36 تا 46 اقای احمدی و سفر با خانواده به کازرون 46 تا50 مردی که موش شد 50تا60 جهآنگرد 
اینم وبلاگش مثلا : http://pegi_10242000/
برید ببنید ها ها ها
ولی قشنگ بود خوشم اومد
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 17:11  توسط حامد طهرانی
|
خستگی های روز مره زندگی می ارزه به اينکه تو يه شب
سرد زمستونی..يه مهربون شادت کنه
می خوام بدونی که تو سياره به اين بزرگی هميشه يه قلب منتظر
برای اومدنت می تپه
و دو تا چشم منتظر برای رسيدن چشم روشنی قشنگی از تو
از يه دست خط مهربون گرفته تا يه شاخه گل زنبق بنفش...
کاش می شد تشکر و نوشت ...کاش می شد شادی رو گفت

+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:42  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:40  توسط حامد طهرانی
|

درسته فراموشت كردم
ولي بعضي وقتها نمي دونم
چرا بد جوري مي ري تو مخم
همش به تو فكر ميكنم
گذراست
ولي تو همون يه ساعت
اندازه كل وقتايي كه به يادت نيستم
اشك ميريزم
بعد بازم حالم خوب ميشه
نمي دونم چرا !!!!
تو مي دوني ؟
خدايا با اينكه تلخه
ولي حسه قشنگي
اين احساس و
من با تموم دنيا عوض نمي كنم
حس زيباي عشق
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:23  توسط حامد طهرانی
|
و عشق ...
عشق صداي فاصله هاست
صداي فاصله هايي كه مثل تميزند
و با يك هيچ مي شوند كدر .
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 16:9  توسط حامد طهرانی
|
نظرات و پیشنهادات شما ما را در بهتر کردن مطالب وبلاگ کمک خواهد کرد
منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
با تشكر ht
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 19:34  توسط حامد طهرانی
|

خدایا ما را آن ده که آن به
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 19:20  توسط حامد طهرانی
|
سلام تو که داری این مطلب و می خونی
صدای قلبم و می شنوی !!!!!!
می تونی حس کنی چه احساسی دارم !!!!!!
می تونی بفهمی چه حسی الان تو دلم هست !!!!!!
می تو نی صدای دکمه های صفحه کلیدم و بشنوی موقعی که این متن و می نویسم !!!!!
می تونی بفهمی من الان دارم به چی فکر میکنم !!!!!!
می تونی صدای اطراف من و توی این متن بشنوی !!!!!!!
می تونی فکر کنی به اینا !!!!!
یکی بود که مدعی بود متناش صدا دارن همه حسش و با نوشته هاش می رسوند
به نظر تو نوشته های من حس داره یا صدا !!!!!
ها ها ها
فکر کنم زده به سرم ولش کن
ولی حداقل اینکه من می دونم تو الان به چی فکر میکنی
می خوای بگم !!!!
داری ۰۰۰۰۰
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 18:13  توسط حامد طهرانی
|
عجب روزای سختی بود
همش دلهره همش اضطراب
فکر نمی کردم به این راحتی تموم بشه همه چیز
واقعا زندگی چقدر پیچ و خم داره
اصلا فردات معلوم نیست
خدایا ازت ممنونم
اصلا فکر نمیکردم
بتونم فراموشش کنم
ولی بازم ته دلم باهاش
اگه برگرده جواب رد به سینش نمیزنم
وافعا مشکلات چقدر ابهت دارند
وقتی هستند
هی می خوای نباشند
یه حس خوبی داری
ولی وقتی میرن تازه می فهمی چقدر شیرینن
من اصلا می گم آدم زنده با مشکلاتش که زندست
اگر مشکلات نباشن واقعا ما کی می خوایم
بفهمیم راحتی چه مزه ایه
خدایا ازت ممنونم
به خاطره همه چیزت که اینقدر حساب کتاب داره
خدایا دوستت دارم با تمام وجودم
اگر چه گناهکارم و بنده هوس
ولی باز وجودت و احساس میکنم
ht
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 18:0  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:26  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:25  توسط حامد طهرانی
|
به تو مي انديشم
اي سراپا همه خوبي
تك و تنها به تو مي انديشم
همه وقت
همه جا
من به هر حال كه باشم
به تو مي انديشم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:15  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 23:2  توسط حامد طهرانی
|
اگر چه بیمارم و در بستر افکارم آرامیده ام
اما هیچ شربت تلخی را نخواهم چشیدکه از شیرینی این درد لبریزم
امانم را بریده است
اما هر چه هست زیباست
گویی من به این درد کشیدن محتاجم…
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:53  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:49  توسط حامد طهرانی
|
تنهایی تنهایی تنهایی
دیوار پولادین من
چه کسی در تنهایی فکر من را خواهد ربود !
چه کسی حرف موثر به من خواهد زد
چه کسی راحتی من را خواهد دزدید
زندگی ما تاثیر کار دیگران هست
وگرنه همه ما آزاده ایم
و در تنهایی این را احساس می کنیم
تنهایی تنهایی تنهایی
بی درد ترین آدم عالمم با تو
سکوت تنهایی پرواز من است
وآرامش من در آن
و خوشبختی آرامش است
تنهایی را در هر فرصتی شکار کن
و در آن صحبتی با خود و پروردگار خود
دور از تاثیر دیگران
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:47  توسط حامد طهرانی
|
کسی که به من اعتماد میکند از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر است.
بازاریابی شبکه ای برگرفته شده از بهترین نوع تجارت است و قادر است فرصتهای مناسبی برای مردم٬ حتی آنهاییکه بیسواد یا سطح تحصیلاتشان پایین است٬ ایجاد نماید تا به امنیت مالی مطمئنی برسند. بازاریابی شبکه ای راه حل مناسبی برای رسیدن به آرزوهایتان است. در اینجا هیچ سقفی برای محدود کردن فعالیت بانوان تعیین نشده و هیچ تبعیض یا برتری از لحاظ جنسیتی وجود ندارد. در این نوع تجارت مقدار درآمد حاصله و مقدار زمانی که برای رسیدن به آن میزان درآمد میگذارید در نهایت بستگی به خود شما دارد.
معجزه بازاریابی شبکه ای در این است که هر کس در این تجارت موفق میشود به شرطی که نحوه انجام صحیح آنرا آموخته و با سازماندهی کار خود را پیش ببرد.
اگر به چهار مرحله زیر پایبند باشید کارتان را راحتتر انجام خواهید داد:
- تجارتتان را بخوبی بشناسید.
- همیشه مثبت باشید.با سایر افراد راجع به تجارتتان صحبت کنید. در مورد کاری که میکنید احساس غرور نمایید.
- افراد را وارد این تجارت کرده به آنها کمک کنید و نشان دهید که چگونه قدم به قدم به سودآوری در کارشان نزدیک شوند.
- موفقیتی که در اثر انجام این کار عایدتان میشود را رها نکنید و در نهایت کنترل امور را بدست بگیرید.
اکنون به بررسی روشی ساده برای بازاریابی شبکه ای می پردازیم.
- برنامه ریزی کنید و هر روز مطابق برنامه خود عمل نموده و به یاد داشته باشید که با برنامه قدرت شما بیشتر میشود.
- بر برنامه ای که میریزید ثابت و پابرجا باشید.
- دقیق فکر کرده و از هوش سرشارتان استفاده کرده و همیشه با مثالهای موجود پیش روید.
با افراد بقدری کار کنید که به اهداف سودمندشان برسند. تحرک و شهامت را در خود ایجاد کنید تا بتوانید گامهای موثری برای تجارتی سودآور بردارید. اهداف خود را بنویسید. اگر اینکار را نکنید نخواهید توانست مقصد خود را تعیین کنید. وقتی اهدافتان را مینویسید و هر روز آنها را میخوانید آن اهداف در مغزتان جای خواهند گرفت. اگر خوب و صحیح کار کنید قطعا ثروتمند خواهید شد. پول تنها نصیب کسانی میشود که در کنار برنامه ریزی خود کار هم بکنند. خوشبختانه برای انجام اینکار احتیاج به خرید دفتر کار و وسایلش ندارید. وقتی کارتان را آغاز کنید حتی آشپزخانه شما میتواند دفتر کارتان شود. کلید موفقیت استفاده از تجربه و حرکت به سمت هدف است.
به یاد داشته باشید که همه افراد به محض صحبت در این باره جذب این تجارت نخواهند شد چون افراد بسیار کمی توانایی ذهن خوانی دارند. بهترین راه برای فهم اینکه مردم به چه فکر میکنند و به چه نیاز دارند برقراری ارتباط دوستانه و پرسیدن سوال از آنهاست. انجام این تجارت بسیار ساده است چرا که بعد از یک دقیقه توضیح از آنها می پرسید که آیا مایل هستند اطلاعات بیشتری در این مورد کسب کنند یا خیر؟ اگر اطلاعات بیشتری از شما خواستند به سوالاتشان پاسخ دهید. برای دادن جوابهای بهتر میتوانید از بالاسریهایی که حرفه ای تر هستند کمک بخواهید.
معمولا باید در جستجوی افرادی باشید که به شما "بله" بگویند. البته اگر "نه" شنیدید دلسرد نشوید چرا که بیشتر مردم در جواب همه چیز میگویند نه!
پیگیری: یکی از روشهای موجود برای جذب افراد به این تجارت داشتن پیگیری است. در وعده های یک دقیقه ای اطلاعات لازم را به مردم بدهید و بارها و بارها با آنها صحبت کنید. در هنگام صحبت کردن٬ برای اینکه بفهمید به چه چیز علاقه دارند٬ یادداشت برداری نمایید. به این مسئله عادت کنید که از خود بپرسید: "چطور میتونم بهش کمک کنم؟"
در این نوع تجارت نباید راجع به مردم پیش داوری کنید.چون اغلب آنها تفکری ابتدایی و بچه گانه در مورد تجارت و روش موفقیت خود دارند. شرکای خود را انتخاب کنید. شرکای شما باید به دنبال ایجاد تجارتی سودآور باشند. قرار نیست شما تمام جمعیت زمین را عضو این تجارت کنید. شما تنها باید به دنبال دو نفر باشید که هر کدام کارتان را تکرار کنند. این افراد پایه گذار تجارتتان هستند که همیشه تشنه آموزش کارشناسانه اند چرا که میخواهند تجارتی قوی بنا کنند. آنها ارزش آموزش کارشناسانه را میدانند. آنها نیاز به یک مربی زبده دارند تا به ایشان آموزش داده و آنها را در راه رسیدن به موفقیت هدایت کنند.

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:45  توسط حامد طهرانی
|
لیست به دو قسمت تقسیم میشود :
۱- لیست اهداف
۲- لیست افراد
لیست اهداف: شامل لیست دلایل ورود به سیستم، رویاها و اهدافمان است که باید نوشته شوند.
باید مشخص شود که دقیقا چه میخواهیم. و توسط آن برنامهریزیهای بلند مدت و کوتاه مدت کنیم. این باید مکتوب باشد.به قول برایان تریسی آن چیزی که ما را به وضعیت کنونی رسانده است؛ برای باقی نگهداشتن این وضعیت کافی نیست. بنابر این باید هدف بزرگی مثل منزل یک میلیاردی را به اهداف کوچکتري تقسیم کرد. مثلا چطور دو نفرهایم بگیرم؟ چطور آموزششان بدهم؟ چطور حمایتشان کنم؟ کی اولین پورسانتم را بگیرم؟ کی به مرحلهای برسم که بتوانم دو بازوی دیگرم را فعال کنم؟ کی فلشاوت بزنم؟ و چطور خودم را تکثیر کنم که مجموعهام تا ۲۵ سال برایم پورسانتهای بالا به ارمغان بیاورد ؟ به اینها میگویند اهداف کاری که کوتاه مدت و بلند مدت هستند. دلایل مکتوب بودن لیست اهدافمان، چند مورد زیر است :
- اهداف باید مکتوب باشند تا طبق آنها برنامههای درازمدت و کوتاهمدت تنظیم کنیم .
- در صورتی که اهدافمان مکتوب باشند جملات تاکیدیمان را به راحتی پیدا میکنیم .
- با نوشتن اهداف، به نوعی تعهدات خودمان و زیرمجموعههایمان را امضا کردهایم .
- با نوشتن اهداف، اولویتبندی آنها نیز راحتتر میشود و قانون ا،ب،پ،ت،ث و بیست - هشتاد را راحتتر اجرا میکنیم .
- اهداف باید هر روز یادآوری شوند بنابراین باید جلوی چشممان باشند .
- زمانی که اهداف به صورت بشکه به بشکه درآیند؛ پیشرفت کار محسوس میشود و حس خستگی از بین میرود .
لیست افراد: اگر با جوابهای مکرر نه رو به رو شدیم اولین اشکال متوجه لیست اسامی ما است .
چرا باید لیست داشته باشیم ؟
معمولا اغلب دوستان تازه وارد این سوال را مطرح میکنند که اگر قرار است که دو نفر و تنها دو نفر را وارد کنیم؛ پس چه نیازی به یک لیست بلند بالا داریم؟ علتش ۶ مورد زير است :
۱- در موارد زیادی افرادی که باید ورودی کنیم با افرادی که میخواهیم ورودی شوند فرق دارند: چون پارامترهایی هستند در مورد هر فرد که باید با کمک لیدر و نظارت او، بررسی و آنالیز بشوند. و با در نظر گرفتن آن پارامترها شانس موفقیت در کارمان را اعم از گرفتن ورودی و تشکیل یک تیم قوی بالا میبریم. پس باید اسم تمام افرادی که میشناسیم را بدون پیشداوری بنویسیم و سپس به کمک لیدرمان، تک تکشان را بررسی کنیم و هر کدام که در اولویت قرار گرفت را به جلسهی پرزنت دعوت کنیم .
۲- يادآوری اسم دوستانی که باید وارد سیستم شوند اما از ایشان غافل هستیم : گاهی نوشتن نام کسانی که مطمئن هستیم وارد این کار نمیشوند و یا حتی از ایشان متنفر هستیم؛ ما را به یاد دوستان دیگری که اتفاقا از Circleهای خوبمان هم هست میاندازد. پس هیچ نامی را از قلم نيندازيم .
۳- حس اعتماد به نفس و القای آن: داشتن یک لیست طولانی به ما هنگام دعوت دوستانمان یک حس اعتماد به نفس بالا میدهد و باعث میشود که این حس به دوستمان هم منتقل شود و شانس ورود او به این سیستم افزوده شود .
۴- تکثیر موضوع عدم پیشداوری: با داشتن یک لیست بزرگ و بدون پیشداوری هست که میتوانیم به زیرمجموعهی خودمان که احتمالا از کمبود Circle رنج میبرد؛ بخواهیم که پیشداوری نکند .
۵- داشتن یک ذخیرهی خوب برای روز مبادا: گاهی افرادی در زیر مجموعهی ما پیدا میشوند که به دلایلی نمیخواهند فعالیت کنند. مریضند، سربازند، گرفتارند، امتحان دارند که در آن صورت لیست بالاسریها به داد زیر مجموعه میرسد .
۶- اضافه کردن اسامی که خرج ندارد: اگر لیستی داشته باشیم که روی آن وقت گذاشته باشیم. شماره تلفن، سن، شغل و اطلاعات دیگرش دقیقا مشخص و روز به روز در حال رشد باشد؛ پس از مدتی یک بانک اطلاعاتی از انواع اقوام، دوستان و آشنایان مختلف با مشاغل و تخصصهای گوناگون داریم که در هر زمینهای به درد ما میخورد .
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:44  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:40  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:30  توسط حامد طهرانی
|
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه می سوزه...
يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه می شکنه...
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه...
يه قناری بايد به خوش اوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت
ميشه....
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه...
يه دفتر نفاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی
نداره...
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سر درگمه..
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد
می شه....
يه چشم اشک الود..يه دل غم الود..يه کبوتر عاشق..
يه قناری خوش اواز ..يه لب خندون..يه جاده با انتها..
يه دفتر نقاشی..يه ديوار استوار..يه قلب پاک و..........
اينا همه يه جايی معنی داری جاييکه:
چشمای اشک الودت رو من پاک کنم..دل غم الودت رو من شاد کنم
شنونده اواز قشنگت من باشم..لبای کوچيکت رو من خندون کنم
نقاش دفتر خاطراتت من باشم..پاکی قلبت رو با سلامت عشقم
معنی کنی

از اينکه بهم تکيه ميکنی احساس مسئوليتم
بيشتر ميشه..!!
چند وقته احساس ميکنم بزرگ شدم ....
چون يه حس درونی بهم ميگه ديگه مال خودم
نيستم...

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:29  توسط حامد طهرانی
|
امپاوریسم در ایران فعال است
شروع فقط با ۲۵دلار امتحان کنید only 25$
برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:28  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:26  توسط حامد طهرانی
|
در زیبا ترین جای عالم
به دنبال زشتی رفتیم
و به زشت ترین جای عالم تبعید شدیم
و در زشت ترین جای عالم به دنبال زیبایی هستیم
زیبا ترین فکر ما سیاهترین کار ماست
از آدم تا آخرین نفر که در آخرین زمان به دنیا آمده است
همه یکسانیم
فقط علممان پیشرفت کرده است
پس ایمانمان کجاست
چرا همیشه مدعی به ایمان
ما با هم خود را به سیاهی می بریم
وگرنه
در تنهایی
همگی فرشته ایم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:23  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:18  توسط حامد طهرانی
|

نظرات وپيشنهادات شما در ((ht )) =ايده آل شدن وبلاگ شما
دختر خانمها امیدوارم شوخی های ما رو جدی نگیرن
مدیریت وبلاگ
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 21:12  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 20:24  توسط حامد طهرانی
|
دخترها
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 20:7  توسط حامد طهرانی
|

خسته شدم از بس حرف هایت را شنیدم
نگاهت را خریدم،نوِشته های تو را ورق زدم
درد ها یت را کشیدم
زندگی را از چشم تو تجربه کردم
خسته شدم از بس تو را زندگی کردم
کلافه ام از تکرار تو
خسته ام از خستگی هایت
یکبار تو گوش کن تا صدایم در گوشت به آرامی ذهن مرا به تصویر بکشد
یکبار هم خیالات مرا بباف
دردهایم را در قلبت احساس کن
بودنم را لمس کن
یکبار اشک های مرا گریه کن
به جای من ضجه بزن
یکبار اندیشه های مرا بیندیش
این بار تو گوش کن
فقط یکبار من باش.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:48  توسط حامد طهرانی
|
هرگز از خنديدن از ته دل با صداي بلند يا زمزمه اي شادمانه خجالت زده نشو
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:45  توسط حامد طهرانی
|
اتصال به اینترنت بدون نیاز به Username و Password:
ظرفیت سرویس هوشمند ارتقاء یافت.
با توجه به استقبال شما کاربران گرامی در استفاده از سرویس هوشمند فرارایانه ظرفیت این خطوط افزایش یافته است. کلیه مشترکین با اتصال به شماره های ده رقمی جدید شبکه هوشمند (9092302424 و 9092302426 و9092303031) میتوانید بدون کارت اينترنت در هر زمان، بدون Username و Password به اینترنت شبکه فرارايانه متصل شوید.
هزینه این سرویس هر دقیقه 5 تومان میباشد و مبلغ کارکرد شما به هزینه قبض تلفنتان در آن دوره افزوده خواهد شد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:44  توسط حامد طهرانی
|
صدای قلبم و می شنوی
مطمئنم که احساسش می کنی
حتی اگر ازت دور باشم
دستم نمیاد بنویسم
نمیدونم من بد بودم یا تو
ولی اگر من بد بودم به پستی تو نبودم
حتی اگر این و به خودت تلقین کرده باشی
دلایل زیادی دارم
نمی دونم برام مردی یا هنوز هستی
مثل برزخ می مونه
خیلی بده آدم تکلیف دلش و ندونه
بعضی وقتها دلم برات تنگ میشه
اشکم از گونه هام سرازیر می شه
بعضی وقتها احساس آزادی می کنم
بعضی وقتها خوشحال و سرمست
بعضی وقتها ناراحت و دمق
ولی این و می دونم
هر جا تو باشی خوشی
کسی برات مهم نیست
نمیخوام توی مسائل دیگه زود قضاوت کنم
ولی امیدوارم خوب باشی نه بد
برات همیشه آرزوی موفقیت می کنم
البته اگر دوباره تو یادم بیای
چون من دارم سغی می کنم فراموشت کنم
و مطمئن باش که تو پشیمون می شی ولی اون موقغ دیگه دیر
بهت گفته بودم که اگر لازم بشه خیلی راحت تر از اون که فکرش و کنی تموم میشه
حالا اگر نقش دلقکم بازی کنی و برگردی نمیدونم شاید قبولت کنم
آخه تو که می دونی .............
یا حق
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:37  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:31  توسط حامد طهرانی
|
خدایا ما را آن ده که آن به
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:29  توسط حامد طهرانی
|
عاشقان دریا و اقیانوس که دوست ندارند خیس شوند! به زودی به آرزوی خود خواهند رسید و می توانند مدتی را در کنار ماهیان سپری کنند.البته باید تا آخر سال 2006 منتظر شوند تا احداث هتل زیردریایی دبی خاتمه یابد.
از پایان سال 2006 به مجموعه فوق العاده هتل های دبی یک هتل استثنایی افزوده می شود: هیدروپولیس اندرواتر ریسورت هتل به عبارت دیگر هتل زیردریایی دبی.
این هتل عظیم با 75 هزار متر مربع مسافت حدود 220 سوئیت و چشم اندازی زیردریایی دارد.مسافران آتی این هتل هنگام اقامت در واقع در کنار ماهی ها و سایر موجودات دریایی هستند.

یک گنبد خارجی برای پذیرش مشتریان وجود دارد که از طریق آن وارد دنیای زیرآب می شوندونخل های خرما ، یک رستوران ، پنجره های سراسری ، ماهی ها و دریا دیگر بخش های این گنبد هستند.
یا شما دوستدار اقیانوس ، موجودات آن ، غواصی و دنیای زیر آب هستید یا اینکه از داخل شدن به آب می ترسید اما تماشای آن را دوست دارید این هتل در هر 2 حالت جوابگوی تقاضای شما است.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:25  توسط حامد طهرانی
|

AVRIL
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:16  توسط حامد طهرانی
|
دوستی سگ و گربه

واقعا جای شرم داره
اونوقت میگن چرا ورود دخترا ممنوع !!!!! 
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 17:2  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 16:53  توسط حامد طهرانی
|
افشین دیگر نمیخواند
این هم آخرین آلبوم افشین دانلود کنید
مثل اینکه نامزد افشین برای ازدواج باهاش این شرط و گذاشته و افشین هم قبول کرده
برای دانلود اینجا کلیک کنید
Afshin-Mach
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 16:37  توسط حامد طهرانی
|
نظرات و پيشنهادات شما ما را در بهتر ساختن اين وبلاگ كمك ميكند
منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستيم

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:50  توسط حامد طهرانی
|
يکي از مراحل بسيار مهم تقويت بنيه علمي داوطلبان و دانش آموزان، تقويت تسلط علمي آنان بر محتوا و مفاهيم دروس مي باشد که معمولاً بايد در کلاس هاي درس به دست آيد. از ابزارهاي بسيار مهمي که امروزه در اين زمينه به کار گرفته مي شود، نرم افزارهاي آموزشي چند رسانه اي است که با روش هاي مختلف به دانش آموزان کمک مي کند تا مفاهيم درسي را بهتر فرا گيرند. گزينه دو در سال جاري CD هاي فراست گزينه دو را جهت ارائه آموزش هاي مورد نياز به کليه دانش آموزان ابتدايي تا پيش دانشگاهي و داوطلبان آزمون سراسري 85 در عناوين مختلف و به تدريج ارائه مي نمايد. در اين CD ها که به صورت چند رسانه اي (مولتي مديا) مي باشد، مفاهيم دروس مختلف به کمک شرح درس هاي تدوين شده، شکل ها و انيميشن هاي آموزشي، تمرين ها و تست هاي متنوع، حل تمرين ها و فعاليت هاي کتب درسي ارائه شده است. دانش آموزان مي توانند با کمک هر CD آموزشي در مدت زمان بسيار مناسبي مطالب و مفاهيم يک کتاب درسي را مطالعه کرده و پس از فراگيري مطلوب، خود را نيز ارزيابي نمايند. اين مجموعه هم چنين مي تواند ابزار بسيار مناسبي براي مرور دروس باشد. کار کردن با اين نرم افزار بسيار ساده و بري افراد بسيار مبتدي نيز امکان پذير است. عناوين و مشخصات محصولات فراست گزينه دو که از اوايل مهر ماه 84 در شبکه توزيع موجود مي باشد بدين شرح است:
الف ) دوره پيش دانشگاهي ب) دوره دبيرستان ج) دوره راهنمايي د) دوره دبستان |
| |
فروش ویژه سیدی های نرم افزاری فراست به ما ایمیل بزنید
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:36  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:15  توسط حامد طهرانی
|
براي مطالعه اطلاعات در مورد امپاوريسم روي لينك زير كليك كند
امپاوريسم كليك كنيد
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:12  توسط حامد طهرانی
|
اگر چه بیمارم و در بستر افکارم آرامیده ام
اما هیچ شربت تلخی را نخواهم چشیدکه از شیرینی این درد لبریزم
امانم را بریده است
اما هر چه هست زیباست
گویی من به این درد کشیدن محتاجم…
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 13:3  توسط حامد طهرانی
|
هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...حتی اگر کسی بهت دروغ گفت..
بازم بهش فرصت بده..عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری..
اينو بدون اگر کسی وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره
بر جای می ذاره می تونه يه تجربه هم بر جای بذاره....
پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفيد رو به خاطر بسپاری...

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:58  توسط حامد طهرانی
|
با نظراتتون مارو در بهتر كردن وبلاگ خودتون راهنمايي كنيد ممنونم
مديريت وبلاگ
پست الكترونيك ما : hamed_tehrani43@yahoo.com
منتظر نظراتتون هستيم 
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:54  توسط حامد طهرانی
|
بوف کور
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد.این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارندو اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقایدجاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند -زیرا بشرهنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت دردمی افزاید. آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی ، این انعکاس سایهء روح
که در حالت اغماء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه می کند کسی پی خواهد برد؟
من فقط بشرح یکی از این پیش آمدها می پردازم که برای خودم اتفاق
افتاده و بقدری مرا تکان داده که هرگز فراموش نخواهم کرد و نشان شوم
آن تا زنده ام، از روز ازل تا ابد تا آنجن که خارج از فهم و ادراک بشر است
زندگی مرا زهرآلود خواهد کرد- زهرآلود نوشتم، ولی می خواستم بگویم
داغ آنرا همیشه با خودم داشته و خواهم داشت.
من سعی خواهم کرد آنچه را که یادم هست، آنچه را که از ارتباط وقایع
در نظرم مانده بنویسم، شاید بتوانم راجع به آن یک قضاوت کلی بکنم ؛ نه،
فقط اطمینان حاصل بکنم و یا اصلا خودم بتوانم باور بکنم - چون برای
من هیچ اهمیتی ندارد که دیگران باور بکنند یا نکنند-فقط میترسم که
فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم- زیرا در طی تجربیات زندگی
باین مطلب برخوردم که چه ورطهء هولناکی میان من و دیگران وجود دارد
و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکار خودم
را برای خودم نگهدارم و اگر حالا تصمیم گرفتم که بنویسم ، فقط برای
اینست که خودم را به سایه ام معرفی کنم - سایه ای که روی دیوار خمیده و
مثل این است که هرچه می نویسم با اشتهای هر چه تمامتر می بلعد -برای
اوست که می خواهم آزمایشی بکنم: ببینم شاید بتوانیم یکدیگر را بهتر
بشناسیم. چون از زمانی که همهء روابط خودم را با دیگران بریده ام می خواهم
خودم را بهتر بشناسم.
دانلود کتاب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:50  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:48  توسط حامد طهرانی
|
این هم لینک رضا صادقی برای علاقمندان به رضا صادقی

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:47  توسط حامد طهرانی
|
اهل دانشگاهم
روزگارم بد نيست
تك ژتوني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن پولي
من تريپي دارم بهتر از هر مانكن
جزوه اي پر ز زيراكس دوستان
و علومي كه در اين نزديكيست
لاي اين واحدها ، پاي آن برگ سفيد
توي پروندهء مشروطي و كسر واحد
اهل دانشگاهم
پيشه ام الافيست
گاهگاهي ميروم دانشگاه
تا كه سيمايم را استاد ببيند به كلاس
بلكه غيبت را حاضر بكند
كه ز آموزش من ، جان سالم ببرم
چه خيالي چه خيالي... ميدانم
خوب ميدانم ...
غيبتم بسيار است
حذف درس و كسريم اجباريست
من به مهماني كسري رفتم
من به پشت اندوه
من به ايوان هراساني و خواهش رفتم
رفتم از پلهء پاچه خواري بالا
تا به كوي استاد
تا به هواي نمره و استدعا
تا شب حسرت پاس كردن رفتم
نمره هاي اندك
استاد در آرزوي لحظه اي آرامش
شاگرد در آرزوي نمره اي افزايش
ياد هر درد و غم و بي پولي
تا كه شايد دل استاد به رحم بيايد
اي دريغ از يك و نيم نمرهء پر پوچ و بها
من دانشجو ام
شغل من خوش تيپيست
گوشي ام يك نوكيا
عينكم آفتابيست
در خيالم جريان دارد پول ، جريان دارد كٍيف
مد ، از طرز لباسم پيداست
چشم ها را بايد شست
پشت لنز بايد برد
كار ما نيست شناسايي لنز رنگي
كار ما شايد اينست كه در افسون عينك ، چهار چشم باشيم
پشت كافي نت اردو بزنيم
چشم بر آي دي يك دوست بدوزيم و سر كار برويم
عينكي بايد داشت
عينكي آفتابي
كه در ظهر و غروب آفتاب
روي چشم و همه دم بر سر و موي و يقه و جيب كنار شلوار
بنهيم و به همه پز بدهيم
موها را بلند بايد كرد
تا دم شانه و كتف و كمرو تا پاها
و ژلي بايد زد
كه همه برق زند تا ببرد چشم طرف
گيس ها بايد كرد
تيپ ها بايد ساخت
جور ديگر بايد گشت
كفش نوك تيز و كتاني ، گهگاه
شلوار لي گشاد ، ليزري و هم دمپا
دو سه تا سيم كارت و هندز فري و يك همراه
بيني عمل شده سر بالا
ريش لنگر صفت و هي اصلاح
اسم من دانشجو است آيا ؟ ! ...
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 12:11  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:9  توسط حامد طهرانی
|
به انتظار چه نشسته ام
پلکهایم سنگینی می کند
حتی اشک هم با من قهر است
نبودنت را تحمل می کنم
به خاطر بودن با تو
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:6  توسط حامد طهرانی
|
منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستیم
دحتر خانمها معذرت می خوایم که شوخی میکنیم البته اگه بهتون بر می خوره
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 9:47  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 9:42  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 9:37  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:59  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:57  توسط حامد طهرانی
|
در آرزوی بازگشت و سر زدن آفتاب وصال تو
شب هجران را تحمل می کنم
بيهوده نيست که من بی تو،قادر به نفس کشيدن نيستم،
بی تو سرگردانم.
من بی تو سياهی سردم و سرابی ساکت.
در خلوت تنهايی هايمان برای تو گريسته ام.
در همه دلهای عاشق به خاطر تو تپيده ام، در تمام لحظه
هايی که نيستی چه اشکها که ريخته ام.
در تمام جستجو های بی انتها به دنبال تو گشته و تو را از
ميان دشتهای پر از گلهای شقايق يافته ام.
سوسوی عشق تو اکنون به شعله ای تبديل شده و پا تا به
سرم را در بر گرفته است.
و آن زمانی که تو را يافتم تو همه چيز من شدی و من همه
چيز تو عشق را پی ات روان کرده ام تا با تو همراه شود و من
مجنون وار و شيفته به دنبال جرعه ای از آن به دنبالت
خواهم آمد.
زيبايی ها از تو نشانه می گيرند، آنها نيز می دانند که تو
سر چشمه تمام زيبايی هايی.
پاکی را برای من تو معنا کرده ای، صداقت را از سينه تو
شناختم و گلها شميم خود را از انفاس بهاريت به ارث
برده اند،ستارگان رسم شب زدايی را در مکتب عشق از تو
آ موخته اند.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:54  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:51  توسط حامد طهرانی
|
قطعه سنگي كه مانع اشخاص ضعيف و درمانده است در راه انسانهاي توانمند و صاحبان اراده به منزله پله اي مي شود كه آنها را به ترقي و تعالي سوق مي دهد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:50  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:49  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:47  توسط حامد طهرانی
|
اتصال به اینترنت بدون نیاز به Username و Password:
ظرفیت سرویس هوشمند ارتقاء یافت.
با توجه به استقبال شما کاربران گرامی در استفاده از سرویس هوشمند فرارایانه ظرفیت این خطوط افزایش یافته است. کلیه مشترکین با اتصال به شماره های ده رقمی جدید شبکه هوشمند (9092302424 و 9092302426 و9092303031) میتوانید بدون کارت اينترنت در هر زمان، بدون Username و Password به اینترنت شبکه فرارايانه متصل شوید.
هزینه این سرویس هر دقیقه 5 تومان میباشد و مبلغ کارکرد شما به هزینه قبض تلفنتان در آن دوره افزوده خواهد شد.
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:45  توسط حامد طهرانی
|
منتظر نظرات و پیشنهادات شما در مورد وبلاگ هستیم
برای پیوستن به امپاوریسم به ما ایمیل بزنید منتظر شما

هستیم
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:44  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:42  توسط حامد طهرانی
|
خدایا ما را آن ده که آن به
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:33  توسط حامد طهرانی
|
پارچه ميخريم (تترون راه راه)، به خانه ميبريم.
پيژامهقبلي را كه مادرتان دوخته روي پارچه گذاشته آنرا ميبريد. به خاطر داشته باشيد كه پارچه را دو لايه كرده باشيد. قبل از اينكه قسمت كشدار را ببري، سه چار انگشت جا بذار، چون بعد بايد خم شود تا كش رد شود. اين را براي همه لبهها بكن.
پيژامه قبلي را برداشته در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته نشود. نخ سوزن آورده پارچهرا كوك بزنيد. (كوك زدن يعني رد كردن موقت نخ از لاي پارچه) از لاي در سرك بكشيد تا مادر بزرگتان از راه سر نرسد (چرخ خياطي مال مادر بزرگ است).
بعد از دوختن، نوبت كشاندازي است. كش را مياندازيم، به اين صورت كه سنجاق قفلي را به سر آن گره زده، كشان كشان از سوراخ كمر پيژامه عبور بدهيد. يادتان باشد سنجاق قفلي را پس از خاتمه كار به چارقد مادربزرگ ارجاع دهيم.
نكات مهم
1- براي جلوگيري از عدم سايش سرزانوها، از چهار دست و پا رفتن بپرهيزيد.
2- در صورت پاره شدن كش، پيژامه سقوط خواهد كرد.
3- حضور در اماكن عمومي با پيژامه خلاف شئونات اجتماعي است.
4- پيژامه نيز مانند مسواك و عينك، از لوازم شخصي شماست، از تعارف آن بپرهيزيد.
5- قبل از اينكه پيژامه قبلي را روي پارچه بگذاريد، كش آنرا خارج كنيد تا كمرش تنگ نشود.

+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:21  توسط حامد طهرانی
|
دخترها
توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن
پسرها
توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 0:17  توسط حامد طهرانی
|
يك مرد سريلانكايي و ساكن كانادا ركورد تماشاي طولاني مدت و بدون وقفه تلويزيون را شكست.
به گزارش خبرگزاري رويترز سورش جوآشيم به مدت 69 ساعت و 48 دقيقه تلويزيون تماشا كرد و توانست نام خود رادر كتاب ركوردهاي گينس براي دومين بار به ثبت برساند.
طبق قوانين ركوردهاي گينس ركورددار در هنگام اجراي برنامه خود اجازه دارد هر نيم ساعت 5 دقيقه استراحت كند و در هر 8 ساعت شب 15 دقيقه بخوابد. در باقي ساعات وي حق نگاه كردن به چيزي به غير از تلويزيون را ندارد.
ركورد سابق طولانيترين مدت تماشاي تلويزيون نيز به خود وي تعلق دارد. در مرحله قبل او موفق شده بود 50 ساعت و 7 دقيقه به تلويزيون خيره شود.
وي در تمام مدت شبكه تلويزيوني ABC كانادا را تماشا كرده است.

تام کروز که همواره در مورد معایب استفاده از مواد مخدر و بازگشت به مذهب برای جوانان داد سخن میداد گوئی از به دنیا آوردن فرزندی نامشروع قبل از برگزاری ازدواج رسمی به هیچ عنوان شرمنده نیست.
تونی دانزا هنرپیشه سریال تاکسی از خبر بارداری کتی هلمز از تام کروز قبل از جشن گرفتن مراسم ازدواجشان بسیار شگفت زده شد.
این زوج هالیوودی که در ماه ژوئن پس از گذشت دو ماه از اولین ملاقاتشان با هم رسما نامزد شده بودند در اوایل این هفته خبر از بارداری کتی هلمز دادند. دانزا اخیرا از رفتارهای عجیب و غریب تام کروز از جمله استخدام معلمی برای از بین بردن افسردگی کتی از طریق مدیتیشن بسیار متعجب شده است و شیوه زندگی کروز در کنار همسرش را عاری از هر نوع معنویت و اخلاقیات میداند.
دانزا در برنامهای زنده در مورد کروز گفت:من کاملا مبهوت رفتارهای کروز هستم. او که همواره در مورد معایب استفاده از مواد مخدر و بازگشت به مذهب برای جوانان داد سخن میداد گوئی از به دنیا آوردن فرزندی نامشروع قبل از برگزاری ازدواج رسمی به هیچ عنوان شرمنده نیست.
دانزا افزود:کروز هیچ گاه در برنامههای تلویزیونی من حضور پیدا نکرده است پس دلیلی وجود ندارد که ذهن خود را بیش از حد به رفتارهای او مشغول کنم.من برای این زوج بسیار خوشحال هستم ولی به آنها توصیه میکنم برای انجام آزمایش DNA حتما سری به پزشک بزنند!

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 23:54  توسط حامد طهرانی
|
دانشمندان ژاپني اعلام كردند يك دختر روس علاوه بر آنكه ميتواند با برخورداري از قدرتي نظير اشعه ايكس در چشمان خود، درون بدن انسانها را ببيند، حتي قادر است با نگاه كردن به يك عكس، به آسيب ديدگيهاي درون بدن صاحب عكس پي ببرد.
به گزارش سايت اينترنتي آنانوا، توانايي اين دختر در ديدن درون بدن حتي با مشاهده عكس انسانها به تازگي و در آزمايشهاي جديدي كه در ژاپن روي وي انجام شد، آشكار شدهاست.
در آزمايشهاي انجام گرفته، "ناتاليا دمكينا"ي هفده ساله موفق شد به سوالهاي دانشمندان در مورد ويژگيهاي درون بدن حيوانات و انسانهايي كه مقابلش قرار داده شدند پاسخ دهد و در مرحله بعد، وي حتي توانست با نگاه كردن به عكسها نيز درست مثل آنكه صاحب عكس در جلويش ايستاده باشد، به سوالات به درستي پاسخ دهد.
وي موفق شد حتي با نگاه كردن به عكسهاي كوچك گذرنامه دو بيمار، بيماري سرطان كبد و بيماري ورم مفاصل آنها را به درستي تشخيص بدهد.
"ناتاليا" تاكنون در چهار كشور روسيه، انگليس، آمريكا و ژاپن مورد آزمايش و بررسي قرار گرفته اما دانشمندان به هيچ توجيه مناسبي براي برخورداري چشمان اين دختر از اشعه ايكس دست پيدا نكردهاند.
آخرين آزمايشهاي انجام گرفته روي اين دختر، توسط پروفسور "يوشيو ماچي" از دانشگاه "توكيو" كه متخصص مطالعه تواناييهاي فوق طبيعي انسانهاست، سرپرستي شدهاست.
به گفته اين پروفسور، توانايي مشاهده درون عكسها نشان ميدهد كه قابليت اين دختر در زمينه ديدن درون اجسام زنده احتمالا به علت برخورداري از اشعه ايكس نيست و به منبع ديگري باز ميگردد كه هنوز براي ما ناشناخته است.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 23:4  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 22:57  توسط حامد طهرانی
|
امپاوریسم نتورک برتر درآمد تا سقف ۴۴۰۰۰ دلار
برای عضویت به من ایمیل بزنید
برای آشنایی با امپاوریسم به لینک زیر مراجعه کنید
در مورد امپاوریسم بیشتر بدانیم
شروع فقط با ۲۵دلار only25$
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 22:23  توسط حامد طهرانی
|
در زیبا ترین جای عالم
به دنبال زشتی رفتیم
و به زشت ترین جای عالم تبعید شدیم
و در زشت ترین جای عالم به دنبال زیبایی هستیم
زیبا ترین فکر ما سیاهترین کار ماست
از آدم تا آخرین نفر که در آخرین زمان به دنیا آمده است
همه یکسانیم
فقط علممان پیشرفت کرده است
پس ایمانمان کجاست
چرا همیشه مدعی به ایمان
ما با هم خود را به سیاهی می بریم
وگرنه
در تنهایی
همگی فرشته ایم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 22:3  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 21:43  توسط حامد طهرانی
|

خسته شدم از بس حرف هایت را شنیدم
نگاهت را خریدم،نوِشته های تو را ورق زدم
درد ها یت را کشیدم
زندگی را از چشم تو تجربه کردم
خسته شدم از بس تو را زندگی کردم
کلافه ام از تکرار تو
خسته ام از خستگی هایت
یکبار تو گوش کن تا صدایم در گوشت به آرامی ذهن مرا به تصویر بکشد
یکبار هم خیالات مرا بباف
دردهایم را در قلبت احساس کن
بودنم را لمس کن
یکبار اشک های مرا گریه کن
به جای من ضجه بزن
یکبار اندیشه های مرا بیندیش
این بار تو گوش کن
فقط یکبار من باش.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 20:47  توسط حامد طهرانی
|

اگر چه بیمارم و در بستر افکارم آرامیده ام
اما هیچ شربت تلخی را نخواهم چشیدکه از شیرینی این درد لبریزم
امانم را بریده است
اما هر چه هست زیباست
گویی من به این درد کشیدن محتاجم…
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 20:43  توسط حامد طهرانی
|
همه چیز ، یا بهتر بگویم زندگیم
با تو شروع و با دیدنت معنی و مفهوم یافت
از آن هنگام بود که وجود خون را در رگهایم احساس کردم
خونی که همواره گرمایش برایم نا آشنا بود
خونی که در جریان شدیدش ، قلبم را در هم شکست
و در اندوه آخرین تپش هایش تو را صدا می زد و جان می داد
و حالا قلبی شکسته و تکه تکه دارم
که هر لحظه ممکن است بایستد
این هم سهم توست ...
این هم سهم توست ...
که آن را با تمام وجودم
و با لطافتی که در این عشق است
به تو تقدیم می کنم
به تو که راه را از بیراهه به من نشان دادی
به تو که عشق و دوست داشتن را برایم معنی کردی .
به تو عشق می ورزم :
چون معنی و مفهوم عشق را به من فهماندی
و دوستت دارم :
چون می دانی که دوست داشتنم کم وکاستی ندارد .
سهم کمی نیست باور کن ...
من دیگر آن تکه آهنی نیستم
که در دنیای بی جان منتظر تولدی دوباره باشم
دوستت دارم ای تنها تنهایی نبودم .
مرا
و
تو را
‹ ما › را
ابدیت خواهد داشت .
کس ندانست که در آن تب بی تابیمان
رخصت از دست برفت و شب ما را سحر است.
آه ای بت شکنم
با تو تا شکستن آخرین بتی که می پرستید مش
خواهم ماند .
قبل از آن من هم میگویم
«به خدا تا لحظه ی مرگ .»
7/4/84
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 20:17  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 19:8  توسط حامد طهرانی
|
امپاوریسم در ایران فعال است
شروع فقط با ۲۵دلار امتحان کنید only 25$
برای کسب اطلاعات بیشتر اینجا کلیک کنید
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 16:58  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 15:33  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 15:2  توسط حامد طهرانی
|
براي مطالعه اطلاعات در مورد امپاوريسم روي لينك زير كليك كند
امپاوريسم كليك كنيد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 1:52  توسط حامد طهرانی
|

با نظراتتون مارو در بهتر كردن وبلاگ خودتون راهنمايي كنيد ممنونم
مديريت وبلاگ
پست الكترونيك ما : hamed_tehrani43@yahoo.com
منتظر نظراتتون هستيم 
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 1:10  توسط حامد طهرانی
|
تنهایی تنهایی تنهایی
دیوار پولادین من
چه کسی در تنهایی فکر من را خواهد ربود !
چه کسی حرف موثر به من خواهد زد
چه کسی راحتی من را خواهد دزدید
زندگی ما تاثیر کار دیگران هست
وگرنه همه ما آزاده ایم
و در تنهایی این را احساس می کنیم
تنهایی تنهایی تنهایی
بی درد ترین آدم عالمم با تو
سکوت تنهایی پرواز من است
وآرامش من در آن
و خوشبختی آرامش است
تنهایی را در هر فرصتی شکار کن
و در آن صحبتی با خود و پروردگار خود
دور از تاثیر دیگران
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 0:51  توسط حامد طهرانی
|
صدای قلبم و می شنوی
مطمئنم که احساسش می کنی
حتی اگر ازت دور باشم
دستم نمیاد بنویسم
نمیدونم من بد بودم یا تو
ولی اگر من بد بودم به پستی تو نبودم
حتی اگر این و به خودت تلقین کرده باشی
دلایل زیادی دارم
نمی دونم برام مردی یا هنوز هستی
مثل برزخ می مونه
خیلی بده آدم تکلیف دلش و ندونه
بعضی وقتها دلم برات تنگ میشه
اشکم از گونه هام سرازیر می شه
بعضی وقتها احساس آزادی می کنم
بعضی وقتها خوشحال و سرمست
بعضی وقتها ناراحت و دمق
ولی این و می دونم
هر جا تو باشی خوشی
کسی برات مهم نیست
نمیخوام توی مسائل دیگه زود قضاوت کنم
ولی امیدوارم خوب باشی نه بد
برات همیشه آرزوی موفقیت می کنم
البته اگر دوباره تو یادم بیای
چون من دارم سغی می کنم فراموشت کنم
و مطمئن باش که تو پشیمون می شی ولی اون موقغ دیگه دیر
بهت گفته بودم که اگر لازم بشه خیلی راحت تر از اون که فکرش و کنی تموم میشه
حالا اگر نقش دلقکم بازی کنی و برگردی نمیدونم شاید قبولت کنم
آخه تو که می دونی .............
یا حق
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 0:30  توسط حامد طهرانی
|

خستگی های روز مره زندگی می ارزه به اينکه تو يه شب
سرد زمستونی..يه مهربون شادت کنه
می خوام بدونی که تو سياره به اين بزرگی هميشه يه قلب منتظر
برای اومدنت می تپه
و دو تا چشم منتظر برای رسيدن چشم روشنی قشنگی از تو
از يه دست خط مهربون گرفته تا يه شاخه گل زنبق بنفش...
کاش می شد تشکر و نوشت ...کاش می شد شادی رو گفت

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 0:15  توسط حامد طهرانی
|

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده...حتی اگر کسی بهت دروغ گفت..
بازم بهش فرصت بده..عشق رو تجربه کن حتی اگر توش شکست بخوری..
اينو بدون اگر کسی وارد زندگيت شد و گذاشت و رفت علاوه بر اينکه يه خاطره
بر جای می ذاره می تونه يه تجربه هم بر جای بذاره....
پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفيد رو به خاطر بسپاری...

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 23:58  توسط حامد طهرانی
|
يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه وگرنه می سوزه...
يه دل هميشه بايد توش غم باشه وگرنه می شکنه...
يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه وگرنه اسير ميشه...
يه قناری بايد به خوش اوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت
ميشه....
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه...
يه دفتر نفاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی
نداره...
يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه کلاف سر درگمه..
يه قلب پاک هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد
می شه....
يه چشم اشک الود..يه دل غم الود..يه کبوتر عاشق..
يه قناری خوش اواز ..يه لب خندون..يه جاده با انتها..
يه دفتر نقاشی..يه ديوار استوار..يه قلب پاک و..........
اينا همه يه جايی معنی داری جاييکه:
چشمای اشک الودت رو من پاک کنم..دل غم الودت رو من شاد کنم
شنونده اواز قشنگت من باشم..لبای کوچيکت رو من خندون کنم
نقاش دفتر خاطراتت من باشم..پاکی قلبت رو با سلامت عشقم
معنی کنی

از اينکه بهم تکيه ميکنی احساس مسئوليتم
بيشتر ميشه..!!
چند وقته احساس ميکنم بزرگ شدم ....
چون يه حس درونی بهم ميگه ديگه مال خودم
نيستم...

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 23:46  توسط حامد طهرانی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 23:23  توسط حامد طهرانی
|